تبليغاتX
مرتضی علی seieda.blogfa.com .گروه آموزشی سیدا

صفحه نخست

ايميل من
این سایت را خانه خود کنید
اضافه به علاقه مندی ها
طراح قالب

~~~~~~~~~~~~~~

×× لینک دوستان ××

~~~~~~~~~~~~~~

×× جستجو ××


آرشیو

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

بهمن 1386

دی 1386

آذر 1386

آبان 1386

خرداد 1386

اردیبهشت 1386

فروردین 1386

اسفند 1385


×× آمار وبلاگ ××
آمار بازديدکنندگان :
کاربران آنلاين :

آموزش مفهوم خدا به کودک

انسان به ‌طورفطري خداجوست و به دنبال قدرتي بي‌نهايتي است که همه امور در دست اوست . خالق جهاني زيبا و با عظمت . راه خداجوئي و شناخت خدا به کودک از درون خانواده شکل مي‌گيرد . ما در اين جا به چگونگي آموزش مفهوم خدا به کودک در مراحل قبل از دبستان مي‌پردازيم.

در حدود سه- چهار سالگي بچه‌ها نام خداوند را ياد مي‌گيرند و اگر رفتار خانواده افراد مذهبي داشته باشند ، کودک مذهب و رفتار مذهبي را مي‌آموزد. کودک در ابتدا به دنبال قوي‌ترين فرد است و چون از نوازدي مادر نيازهايش را رفع نموده مي‌پندارد مادر محکمترين تکيه‌گاه است ؛ ولي به زودي مي‌فهمد مادر از خيلي چيزها مي‌ترسد و چون پدر از آنها







نمي‌ترسد پدر را تکيه‌گاه و قوي‌ترين آدم مي‌يابد ولي پدر هم از بعضي چيزها مي‌ترسد در اين زمان است که از ما مي‌پرسد کي قوي‌ترين است؟ به او مي‌گوييم: «خدا» . اين خدا کجاست؟ به او مي‌گوييم بزرگتر که شدي برايت مي‌گويم چون کودک سه- چهار ساله در مرحله تفکر ابتدائي است فقط آنچه را مي‌بيند قبول دارد نمي‌توان به او گفت: خدا ناديدني است و همه جا هست.

کودک 6 ساله : عاشق خدا
 به تدريج که بزرگتر شد خدا را به او چنان معرفي مي‌کنيم که بچّه‌ها از او خوششان آيد از لطف و کرم خدا، مهرباني و قدرت خدا و زيبا دوستي او مي‌گوييم . درباره بهشتي که به نيکوکاران وعده داده سخن مي‌گوييم در اين سال‌ها هرگز از قهرخدا و جهنم گناهکاران چيزي نگوييد.
    
    کودک 6 ساله به موضوعات مذهبي علاقمند مي‌شود . عاشق دعا، نماز و نيايش مي‌شود . دوست دارد براي او داستان‌هايي درباره خداوند بگوئيد . دوست دارد درباره پيامبران و امامان حرف بزنيد و از آنها برايشان داستان‌هايي تعريف کنيد.

ك
ودک 7 ساله : اثبات وجود خدا
امّا بعد نوبت به کنجکاوي مي‌رسد 7. ساله‌ها از خداوند مي‌پرسند و در مقايسه با 6 ساله‌ها بيشتر خواهان اثبات وجود خدا مي‌شوند . کودک 7 ساله بر خلاف يکسال قبل سوالاتي را در مورد ديدن خدا، شکل خدا و غيره مي‌پرسد . سوالات آنها نبايد به حساب سرکشي يا تمايلات ضد مذهبي قلمداد شود ، بر عکس سوالات آنها بيشتر نشانه علاقه آنها به موضوع است. 
   
 به کودکان مي‌گوييم همه موجودات در مورد خدا و خالق خويش فکر مي‌کنند هر موجودي تصور مي‌کند خدا شکل اوست و ما هم که انسانيم فکر مي‌کنيم شايد خدا مثل ما دو دست و پا و به صورت ما باشد ولي نه تصور آنها و نه فکر ما درست است . براي همين هيچ‌کس نمي‌داند خدا چه شکلي است . اگر خدا موجودي بود که شکلي داشت و مي‌شد او را ديد ، همه جا نبود . اگر پيش ما بود ديگر پيش پدرت و يا بقيه‌ي مردم که جاهاهاي دور هستند نبود و مي‌دانيم که خدا همه جا هست براي همين خدا ديده نمي‌شود. 
   
در مورد مسائل مذهبي هرگز اعمال فشار نکنيد . ديکتاتوري و زور پاسخ معکوس مي‌دهد بچه‌ها اگر نمازشان را مي‌خوانند آنها را تشويق کنيد . سعي کنيد از دين و مسائل ديني جز خاطرات خوش در ذهنشان چيزي باقي نماند . زماني که از کودکي به فرزندان خود درک درستي از خدا بياموزيم ، در زندگي هرگز احساس تنهائي نمي‌کند چون به يقين مي‌دانند خدا حامي آنهاست و در سخت‌ترين لحظات با آنهاست. 
 بي‌اعتقادي به خدا احساس تنهائي بوجود مي‌آورد که خود سرچشمه اختلالات روانپزشکي است.


+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 10:50  توسط دوست |

اولين ويژگي يک معلم نمونه ، تواضع و فروتني است تا شاگردان مشکلات خود درسي و غيردرسي را به راحتي با معلم خود مطرح نموده و از اين طريق هم استفاده علمي ببرند و هم درس زندگي بياموزند. چنانکه رسول اکرم نيز مي فرمايند: «خداوند به من وحي نمود که فروتن باشيد.»

فروتني يعني تسليم در برابر حق ، احترام به همنوعان ، اعتراف و شناسايي مقام واقعي خود و حقوق ديگران که همگي از ثبات روحي و آرامش رواني سرچشمه مي گيرد.

مهرباني

از آنجا که همه شاگردان بدون اختيار تاثيرات خلقي و رفتاري معلمان را مي پذيرند و به آن سمت کشيده مي شوند لذا يکي از صفاتي که در وجود يک معلم نمونه ، ضروري و لازم است ؛ برخورد همراه با روي گشاده و مهربان است. تا شاگردان نيز تحت تاثير اين برخورد معلم هم بتوانند به راحتي مشکلات خود را بيان نموده و هم از راهنمايي هاي معلم بهره لازم را ببرند و هم خود داراي روحيه گشاده در برخورد با اجتماع و مردمان شوند. تغييرات اخلاقي تنها با پند و اندرز و موعظه صورت نمي پذيرد بلکه زماني اين مهم تحقق پيدا مي کند که همراه با عمل و رفتار انساني باشد.

هميشه به ياد داشته باشيم که زير بناي رابطه عاطفي که ميان معلم و شاگرد برقرار مي شود ، روحيات و خلقيات معلم است نه روش تدريس او.

اخلاق نيکو

يکي از شروط اساسي معلمي داشتن اخلاق نيکو و نرمي در گفتار است.

به گونه اي که بتواند همه شاگردان را به خود جذب کند و دلهاي آنان را به دست آورد. چنانکه خداوند در آيه 44سوره مبارکه طه مي فرمايد: «فقولا له قولا لينا ؛ به او به نرمي سخن بگوييد»

لطافت و نرمي در گفتار متکلم ، مخاطبان را به سوي او جذب مي کند و اين خود يکي از عواملي است که باعث مي شود درس ها و پند و اندرزهاي متکلم در مخاطبان تاثير بنهد. امام باقرع در تفسير آيه: «قولواللناس حسنا» مي فرمايد «قولا للناس اءحسن ما تحبون ائن يقال لکم ؛ با مردم با بهترين نوعي که دوست داريد با شما سخن گفته شود، سخن بگوييد.»

معلم بايد همانگونه که انبياي الهي در جذب دلهاي مردم مي کوشيدند تا بتوانند آنها را به راه راست هدايت نمايند، در جذب دلهاي شاگردان بکوشد تا بتوانند آنها را به شيوه صحيح ارشاد و راهنمايي کرده و از گرداب هاي موجود در جامعه آگاه سازد.»

صبر

خداوند در قرآن کريم صابران را مي ستايد و مي فرمايد: «والله يحب الصبرين ؛ 13 خداوند صابران را دوست دارد.»

اين خطاب که همه مردمان جهان را در بر مي گيرد به انسان ها درس بردباري و صبوري در مقابل مشکلات و سختي ها را مي دهد تا بدين وسيله مورد رضايت و محبت خداي تعالي قرار گيرند و در جاي ديگري مي فرمايد: «ائلم نشرح ل صدر» و انشراح صدر است که امکان شکيبايي و صبر را فراهم مي کند.

معلم نيز بايد صبور و بردبار باشد ، بخصوص معلمان دوره هاي ابتدايي که با کودکاني روبرو هستند که هم در سنيني هستند که بسيار پرتحرک و ناآرام اند و هم به تازگي از جمع خانوادگي خود جدا شده و پاي در محيط مدرسه نهاده اند.

يک معلم براي اينکه سخنش در دل هاي ديگران تائثير بگذارد بايد ابتدا خود به آنچه مي گويد ، عمل کند. امام صادق ع در اين زمينه مي فرمايد: «با غير زبان ، مردم را دعوت کنيد که اگر در شما پرهيزکاري و تلاش و نماز و کار خير مشاهده کنند، اين خود دعوت است.» اين کلام پرمحتواي امام صادق ع نه تنها درس آموزنده براي تمامي آموزگاران و معلمان بلکه براي همه انسان هاست اما معلمان و آموزگاران که ساقه وجودي آينده سازان جامعه اسلامي مان را پرورش مي دهند ، مي توانند با استفاده از اين جمله گهربار الگوي خوبي براي شاگردان خود باشند و دانش پژوهان خود را به کار نيک دعوت کنند و خود نيز الگويي مناسب در زمينه هاي مختلف براي آنان باشند.

گذشت

خداوند در آيه 85 سوره مبارکه حجر خطاب به رسول اکرم ص مي فرمايد: «وما خلقنا السموات والارض و ما بينهم آ الا بالحق و ان الساعه لاتيه فاصفح الصفح الجميل ؛... و ما آسمان ها و زمين و هر چه در بين آنهاست جز براي مقصودي صحيح و حکمتي بزرگ خلق نکرديم و البته ساعت قيامت خواهد آمد. اکنون تو اي رسول ما از اين منکران ، نيکو در گذر»

امام کاظم ع در تفسير اين آيه شريفه مي فرمايد: «صفح جميل يعني گناهي را مورد عقوبت و سرزنش قرار ندادن» 17 از سفارشات حضرت خضر به حضرت موسي اين بود که کسي را به جهت خطا مورد سرزنش قرار ندهد. بر اين اساس مي توان گفت از ديگر ويژگي هاي معلم نمونه ، گذشت و اغماض است که در رفتار و اعمال معلم بزرگ انسان ها در طول تاريخ بشريت يعني رسول اکرم ص از برجستگي خاصي برخوردار است.

در موارد زيادي معلم از شاگردان خود رفتارهاي خاصي را مشاهده مي کند و يا کلمات و جملات غيرمنطقي را مي شنود ، اگر بنا باشد هر بار به خاطر اين رفتارها و يا گفتارها دانش آموزان را توبيخ نمايد نه تنها نمي تواند استعدادهاي نهفته در درون شاگرد را کشف کند و به فعليت برساند بلکه باعث مي شود تا دانش آموزان نسبت به او دلسرد شده و احترامي را که بايد براي او قائل شوند ، از ميان بردارند.

معلم نمونه بايد هميشه به خاطر داشته باشد که گاهي ناديده گرفتن ها و گذشت کردن ها بيشتر و بهتر از تنبيه و اخراج مي تواند اثر تربيتي بر دانش آموز داشته باشد.

امام علي مي فرمايد: «کسي که کارش را با رفق و مدارا انجام دهد ، برترين مردم است.» در تعاليم اسلامي ، تغافل از خطاهايي که از ديگران سر مي زند در حالي که آدمي از آن خطاها اطلاع دارد ، جزو شريف ترين اخلاق انسان کريم بر شمرده شده است. بنابراين معلم نمونه بايد خطاهاي دانش آموزان خود را ناديده گرفته و با اتخاذ رفتاري منطقي و صحيح آنها را متوجه خطا و اشتباه خود نموده و راه صحيح را به آنها نشان دهد.

اما اگر به جاي برخورد صحيح و منطقي با خطاهاي دانش آموزان ، با آنان بدرفتاري نموده به اصطلاح عکس العمل منفي نشان بدهد ، تنها باعث مي شود که دانش آموزان به او دلسرد شده و در نتيجه معلم نمي تواند هدف اصلي خود يعني تربيت آينده سازان جامعه را دنبال کند.

صداقت

صداقت و راستگويي در فطرت آدمي نهاده شده و آدمي ذاتا به آن متمايل است.

خداوند متعال نيز در قرآن از مردمان مي خواهد از صادقين و راستگويان باشند. امام علي ع يکي از صفات پرهيزکاران را صداقت در گفتار مي داند. صداقت و راستگويي روح و حقيقت گفتار است.

امام علي در خطبه نهج البلاغه مي فرمايد: «صداقت در گفتار را که خداوند به فردي در ميان مردم عطا کند بهتر از ثروتي است که کسي بر ديگران به ارث گذارد.»

يکي از نشانه هاي واقعي دانشمندي اين است که فرد به جايي برسد که تازه مي فهمد چيزي نمي داند و جهاني از مجهولات او را احاطه کرده است. لذا معلم نيز نبايد انتظار داشته باشد که به همه چيز احاطه داشته باشد و همه چيز را به خوبي بداند چرا که ارزشمندي انسان تنها در پرتو معلومات نيست.

معلم موفق بايد خلاق بوده و پيوسته در پي راه هاي تازه اي براي افزودن معلومات خود باشد

آنجا که معلم مطالبي را نمي داند بايد صداقت در گرفتار داشته و به جاي متوسل شدن به شرح و بيان مفصل ، به راحتي به عدم علم خود اقرار کند. اين اقرار و اعتراف نه تنها معلم را خوار و ذليل نمي کند بلکه بر عظمت و تعالي او نيز مي افزايد. امام باقر در اين زمينه مي فرمايد: «آنچه را که مي دانيد بر زبان آوريد و درباره مطالبي که نمي دانيد بگوييد خدا آگاه تر و داناتر است.»

حفظ شخصيت دانش آموزان

تربيت کاري ظريف و دشوار است و گذرگاه هاي سخت و دشوار دارد. معلم همواره بايد شخصيت دانش آموز را حفظ کند و عذر دانش آموز را بپذيرد. خداوند در آيات زيادي از تکريم شخصيت انسان و سجده فرشتگان به او سخن مي گويد. در روايات اسلامي از سرزنش کردن ديگران به شدت نهي شده است.

امام صادق در اين زمينه مي فرمايد:«کسي را مورد شماتت و سرزنش قرار مده زيرا ممکن است خداوند به او ترحم کند و تو را به آن مبتلا کند.» معلم و مربي نمونه بايد با حفظ شخصيت دانش آموز با خطاي او برخورد نمايد تا وي متوجه خطا و اشتباه خود شده و در صدد جبران آن برآيد چرا که شخصيت ، بزرگترين سرمايه معنوي دانش آموز است که اگر ناديده گرفته شود و مورد تحقير قرار گيرد ، در آينده باعث مي شود فرد خطاکار فاجعه هاي بزرگ بيافريند. لذا بر همين اساس است که معلم بايد بکوشد تا هميشه شخصيت دانش آموزان را حفظ کرده و با نگهداشت آبرو و عزت شاگردان مسائل تربيتي را به آنان بياموزد و به مرحله اجرا در آورد.

يکي از دستوراتي که در قرآن کريم خطاب به همه مومنان آمده است ، پرهيز از مسخره کردن يکديگر است.

خداوند مي فرمايد: «ياءيها الذين ئامنوا لا يسخر قوم من قوم عسي ائن يکونواخيرا منهم ؛... اي کساني که ايمان آورده ايد هرگز نبايد قومي قوم ديگر را مسخره و استهزاء کند. شايد آن قوم که مسخره مي کنيد، بهترين مومنين باشند. پيامبرص در اين زمينه مي فرمايد: «هيچ مسلماني را کوچک نشماريد زيرا که کوچک آنان نزد خدا بزرگ است.»

حضرت موسي ع تمسخر را جهالت مي داند و مي فرمايد: «اءعوذ بالله ائن اءکون من الجهلين» خداوند متعال انسان ها را با روحيات متفاوت آفريده است. بعضي از انسان ها بسيار پر جنب و جوش ، بعضي بسيار احساساتي و برخي آرام و گوشه گير هستند. بنابراين لازمه برخورد صحيح و متناسب با اين افراد شناخت دقيق آنهاست.

معلم نمونه معلمي است که اين روحيات را شناخته و متناسب با همان روحيات با شاگردان خود برخورد نمايد و هرگز شاگردي را به علت برخورداري از يک خصيصه يا به علت ضعف هوشي مورد تمسخر و عيب جويي قرار ندهد.

معلم زماني مي تواند در برخورد صحيح با شاگردان خود موفق عمل کند که خود را به جاي شاگردان قرار دهد و همواره کودکي و نوجواني را به ياد داشته باشد.

تنبيه و تشويق

قرآن کريم در آياتي هدف از ارسال پيامبر به سوي امت را تشويق و تنبيه و ترسانيدن از عذاب الهي که در صورت عدم اطاعت از حق تعالي گريبانگير فرد مي شود ، بيان مي کند.

تشويق و تنبيه از اصول مهم اخلاقي است که مورد پذيرش و تاکيد مکتب اسلام است. تشويق دانش آموز باعث تقويت وي شده و در عين حال تنبيهي است براي دانش آموزاني که سستي و اهمال به خرج داده و به درس و فعاليت درسي بي رغبت هستند و اين خود زمينه اي مي شود تا اين گروه از دانش آموزان از غفلت و اتلاف وقت دست بردارند و به فعاليت هاي درسي علاقمند شوند.

امام علي ع در اين زمينه مي فرمايد: «گنهکار را به وسيله پاداش دادن به نيکوکار تنبيه کن.» تشويق بايد به موقع انجام گيرد و البته نبايد به کيفيتي باشد که مايه غرور و غفلت دانش آموز يا خاموش شدن فعاليت ها و نظم و انضباط وي شود. تشويق بايد عامل رشد باشد نه انحطاط.

تنبيه نيز بايد به منظور آگاهي دادن باشد نه انتقام گيري و به گونه اي باشد که فرد خطاکار متوجه بشود که استحقاق تنبيه را دارد نه اينکه با خود گمان کند به وي ظلم شده است.

خودسازي وظيفه اوليه معلم نمونه

آنچه تاکنون در ارتباط با رفتار معلم با شاگردان بيان نموديم ، در صورتي محقق خواهد شد که معلم ابتدا در وجود خود دست به سازندگي زده و در اعمال و گفتارش دقت نموده و ميان آنها هماهنگي لازم را ايجاد نمايد. معلم بايد با تدبر و تفکر در وجود خويش و سازندگي روحي و اخلاقي خود اين ويژگي هاي بيان شده را در خود ايجاد کرده و هميشه زنده نگه دارد تا بتواند بر دانش آموزان تائثير نهاده و آن ها را هدايت و راهنمايي کند. راز و نيازها و مناجات هاي رسول اکرم پيش از بعثت در غار حرائ و کسب آمادگي براي پذيرش مسووليت خطير و مهم تعليم و تربيت انسان ها که در جهلي بي سابقه فرو رفته بودند ، بهترين گواه بر اين مدعاست.

يک معلم براي اينکه بتواند اين ويژگي ها را در خود بوجود آورد بايد مقدماتي را طي کند تا بتواند در اين مسير گام بردارد.

در روايتي آمده است حواريون از عيسي ع پرسيدند: با چه کسي همنشين شويم؟ عيسي ع فرمود: «با کسي که ديدن او شما را به ياد خدا بيندازد و سخن او بر دانش شما بيفزايد و علم او شما را نسبت آخرت متوجه و مايل سازد. خداوند در آيات زيادي خطاب به رسول اکرم ص دستور مي دهد که با نيکان هم نشين شده و از ظالمان و گنهکاران روي گرداند.» اين خطاب در حقيقت خطاب به همه مردمان است تا با همنشيني با نيکان و دوري گزيدن از ستمکاران به قرب خدا نايل آيند.

يک معلم نمونه بايد همواره در تلاش و کوشش براي کسب معارف و مطالب علمي تازه و نوين باشد. به عبارت ديگر بايد از لحاظ معرفتي و علمي همگام با زمان پيش برود و تنها خود را محدود به اندوخته ها و دانش هاي قبلي نکند بلکه با مطالعه از علوم جديد هم اطلاع يابد و همواره اطلاعات روز را به شاگردان خود بدهد. اين مطالعه و يادگيري اطلاعات روز هم در تقويت روحيه علمي و معرفتي معلم و هم دانش آموزان مفيد است. معلم همواره بايد بکوشد تا در کارش مداومت داشته باشد. بنابراين بر همه عالمان جامعه اسلامي است که با تدبر و تعقل در آيات قرآن و سخنان نوراني پيامبر و اهل بيت ع در زمينه تعليم و تربيت ابتلا به خودسازي پرداخته و سپس به تعليم و تربيت اسلامي دانش آموزان همت گمارند تا بدين وسيله نسلي متعهد و انسان هايي خداشناس و خداجو به جامعه اسلامي تحويل دهند و گام به گام جامعه را به اهداف آرماني اسلام نزديک ساخته و مدينه فاضله را تحقق و عينيت بخشند.

گفتارمان مطابق کردارمان باشد

يکي از اساسي ترين اصول و شرايط معلمي ، مطابقت گفتار و کردار است. معلم بايد توجه داشته باشد که ميان رفتار و کردارش با گفتارش وحدت و همبستگي وجود داشته باشد. چنانکه خداوند افرادي را که گفتاري را براي مردم بيان مي کنند و خود عمل نمي کنند را توبيخ مي کند. و امام علي ع چنين افرادي را مورد لعن خدا مي داند و مي فرمايد: «خداوند کساني که امر به معروف کرده ولي خود آن را ترک مي کنند و نهي از منکر کرده و خود آن را انجام مي دهند ، لعنت کند.»

لذا يک معلم نمونه بايد در مقابل ناآرامي هاي دانش آموزان خود، شيطنت ها و حتي دير درک کردن مطلب و ديرفهمي هاي دانش آموزان صبور و بردبار بوده و با آنها با مدارا رفتار نمايند زيرا که با صبر مي توان به کارهاي مهم دست يافت و چه بسا همين دانش آموزان پر تحرک و ناآرام و حتي گاه ديرفهم ، آينده اي بسيار درخشان و چشمگيري داشته باشند که در پرتو صبوري و مداراي معلم در آينده اي نزديک جلوه گر شود. امام علي در اين زمينه مي فرمايد: «صبر ، مدد و کمک هر کاري به شمار مي آيد.»

+ نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 10:15  توسط دوست |

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 11:23  توسط دوست |

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 11:20  توسط دوست |

زيباترين غروب:غروب عاشقان

 

زيبــــا تـــريـــــن سنگ : دل يــار

 

زيباتريــــــــن مايــــع: اشـــــــــــــــک

 

زيباتريـــــــــــــن نالــــــــــــــــــه : آه

 

زيباتريــــن دوســـــــتت :قلـــب( تو)

 

زيباترين کلام :دوســــتت دارم

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 11:7  توسط دوست |


 

 من / عشق

پاك                  يعني

سرزمين                      لحظه

يعني                                 بيداد

عشق                                    من

باختن                                                          عشق

جان                                                                        يعني

زندگي                                                                             ليلي و

قمار                                                                                مجنون

در                              عشق يعني ...            شدن

ساختن                                                                                  عشق

دل                                                                                      يعني

كلبه                                                                           وامق و

يعني                                                                      عذرا

عشق                                                              شدن

من                                     عشق

فرداي                                يعني

كودك                          مسجد

يعني               الاقصي

عشق /  من

 

عشق                                           آميختن                                            افروختن

يعني                                  به هم          عشق                                  سوختن

چشمهاي                        يكجا                    يعني                          كردن

پر ز                   و غم                            دردهاي                گريه

خون/ درد                                                    بيشمار

 

عشق                                     من

يعني                             الاسرار

كلبه                    مخزن

اسرار     يعني  

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 11:5  توسط دوست |

وقتي گلدون خونمون شکست !!

            پدرم گفت: قسمت اينبود...

            مادرم گفت :حيف شد...

           خواهرم گفت: قشنگ بود...

          داداشم گفت : کاش دوتا داشتيم......

         اما وقتي دل من شکست  کسي به فکرش نبود هیچکس

    

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 11:1  توسط دوست |

                                                

                                                   

____________@@@@@@____
____________@@@@@@____
____________@@@@@@____
____________@@@@@@____
____________@@@@@@____
___@@@@@@@@@@@@@@_____
___@@@@@@@@@@@@@@_____
______________________
______@@@@@@@@@_______
__@@@@@_______@@@@@___
_@@@@@_________@@@@@__
_@@@@@_________@@@@@__
_@@@@@_________@@@@@__
__@@@@@_______@@@@@___
______@@@@@@@@@_______
______________________
__@@@@___________@@@@_
___@@@@_________@@@@__
____@@@@_______@@@@___
_____@@@@_____@@@@____
______@@@@___@@@@_____
_______@@@@@@@@@______
________@@@@@@@@______
______________________
______@@@@@@@@@_________
______@@@@@@@@@_________
____________@@@@______
__________@@@@____
______@@@@@@@@@___    ___
_@@@@@@@@@___
_________@@@@___
____________@@@@______
______@@@@@@@@@________
______@@@@@@@@@________

OVEYOUILOVEYOUILOVEYOUILOVEYOUILOVEYOUILOVE
OUILOVYOUIL ****** VEYOU ****** ILOVEYOUILO
OVEYOUIL *********** L *********** OUILOVEY
YOUIL *************** *************** YOUIL
UILO *********************************** VE
EI ************************************* IL
V *************************************** O
O *************************************** L
E *************************************** U
YO ************************************* IL
YOUI *********************************** EY
OVEYO ******************************* LOVEY
OVEYOUIL *************************** ILOVEY
UILOVEYOU *********************** UILOVEYOU
VEYOUILOVEYOU ***************** YOUILOVEYOU
YOUILOVEYOUILOV ************* LOVEYOUILOVEY
UILOVEYOUILOVEYOU ********* LOVEYOUILOVEYOU
LOVEYOUILOVEYOUILOV ***** ILOVEYOUILOVEYOUI
EYOUILOVEYOUILOVEYOU *** YOULOVEYOUILOVEYOU
VEYOUILOVEYOUILOVEYOU * VEYOUILOVEYOUILOVEY

               

              

                                                

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 11:0  توسط دوست |

ای كاش
      ای كاش جمله زيبای دوستت دارم بدون هيچ غرضی بر زبان ها جاری بود!
      ای كاش از گفتن جمله دوستت دارم، از ترس سوءتفاهم ها و غلط انديشی ها باز نمی
      ايستاديم
      ای کاش معشوق زعاشق طلب جان مي كرد تا هر بي سروپایی نام عاشق بر خود ننهد ؟
      ای کاش همه عاشقان معشوق خود راتا سرحد پرستش مي پرستند
      ای كاش چون پرتو خورشيد بهاری سحر از پنجره مي تابيدم و از پس
      پرده ی لرزان حرير رنگ چشمان تو را مي ديدم
      ای کاش تنها امیدزندگی ام می توانستم فراموشت کنم یاشبی چون آتش سوزانه دل
      ازنهیب سینه خاموشت کنم
      ای كاش محبت را بی هيچ چشمداشتی به او كه دوستش داريم هديه مي داديم
      ای كاش، جمله دوستت دارم را به هوس آلوده نمي كرديم.

 

ناله کردم ذره اي از دردهايم کم نشد

گريه کردم اشک برداغ دلم مرحم نشد

در گلستان بوي گل بسيار بوييدم ولي

از هزاران گل يکي همچون تو  پيدا نشد

شادی چیست؟

مردم عادی، لذت را شادی میدانند؛ افراد موفق، شادی را عملکرد خوب میدانند و در نزد دانشمندان، شادی، همان زندگی متفکرانه است.

مردم عادی، لذت را شادی میدانند؛ افارد موفق، شادی را عملکرد خوب میدانند و در نزد دانشمندان، شادی، همان زندگی متفکرانه است.
برای بهدست آوردن شادی، بهطور معمول دست به هر کاری میزنیم، ولی کمتر آن را به‌‌دست میآوریم: چون از معنای واقعی آن، آگاه نیستیم.
شادی در میان انسانهای مختلف تعریفهای متفاوتی دارد و هرکسی با توجه به ساختار ذهنی و روحی خود، آن را درک میکند.
شادی، امری درونی و شخصی است. مسألهای که باعث خوشحالی یک فرد میشود، ممکن است در دیگری، هیچ احساسی را بیدار نکند یا حتی در برخی موارد باعث ناراحتی او شود. طریقهٔ درک شادی و ابراز آندر افراد، متفاوت است؛ اما در انی تفاوتها، یک عامل مشترک وجود دارد و آن، احساس رضایت و خشنودی است.
چندبار در زندگی، احساس رضایت واقعی داشتهاید؟ آیا برایتان پیشآمده که بعد از وقوع اتفاقی یا انجام وظیفهای از ته دل خشنود شده باشید؟ هرگاه در زندگی احساس کردید که از امری راضی و خشنود هستید و از روند کلی درونی خود لذت میبرید، بدانید که شادی را بهسوی خود جذب کردهاید.
آیا هرگز این تجربه را داشتهاید که از انجام عملی راضی باشید، ولی احساس شادی نکنید؟ فکر میکنید دلیل بروز این حس چیست؟
اگر در زمان رضایت، به لحظهلحظهٔ آن توجه کنید، شادمانی را نیز بهطور کامل جذب خواهید کرد؛ ولی اگر به سرعت از کنار آن بگذرید و به خود اجازه ندهید که طعم شادی را مزمزه کنید، کمبود آن را حس خواهید کرد.
هنگامی که از مسألهای خشنود میشوید، کمی صبر کنید و بگذارید شادی مانند طعم شیرینی